بسم الله الرحمن الرحیم اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. برای سلامتی آقا امام زمان عجل الله فرجه الشریف صلوات. التماس دعا وبلاگ گروهی امید زهرا.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اميدزهرا

+ آغوش سردِ خاک

چهارشنبه 30 مرداد 1387 ساعت 9:59 صبح


بسم الله النور
( داستانک )
مادر شهيدي نشسته بود بر سر قبر فرزندش و با او مي گفت :
ديروز در آغوش ِ گرم من بودي امروز در آغوش سردِ خاک ، چه شد عزيزکم که آغوش ِ سرد خاک را به آغوش ِ گرم من ترجيح دادي ؟ و مرا در غم فراقت نشاندي ؟
به دل مادر ندارسيد :
مادرم اي که دعاي خيرت مرا به اين مقام رساند ، فقط جسم ِ من در آغوش سرد ِ خاک است ، روح من اکنون در آغوش گرم ِ خداوند است .


نوشته شده توسط : سرگشته ي مجنون

نظرات ديگران [ نظر]


+ سلام علي قائم المنتظر

يکشنبه 27 مرداد 1387 ساعت 6:45 صبح






گفتم يارب مرا براتي بفرست ... توفان زده ام، ُفلک نجاتي بفرست .. .گفتند که با زمزمه ي يا مهدي .. .نذر گل نرگس صلواتي بفرست


 


ولايت مي خواهم اي خدا در اين عصر غيبت ! تا انسان در مکاني اقامت نگرفته سر گردان و پريشان است ، و هر لحظه در اضطراب آن که هر لحظه ممکن است از آن کشور اخراج شود ، اما اقامت که گرفت ، به قول خودمان گرين کارت که صادر شد، ديگر اهل آن ولايت مي شود ... اهل ولايت هم که شدي ؛ اين باغ پاياني ندارد، هر دم از اين باغ بري مي رسد ، ... مست اين گل شدي ، تازه بينهايت گل ديگر باقي است ....  اينجا ديگر حرف از مقام است ، مقام اسم مفعول است ، يعني فعليت از بين مي رود و مفعول مي شوي ، آن به آن رويت کار مي کنند و تو ديگر از خودت چيزي نداري وايينه جمال محبوب خواهي شد ،اما چه طور مي شود در اهالي ولايت ، اقامت نامه گرفت ؟ آن هم در عصرغيبت ، يعني تعطيلي سفارت خانه ، آن هم در اين صف طويل اين همه مشتاق ! آن هم با اين همه دکنهاي دروغين ... وقتي که خود ائمه بودند و نور حضورشان بي پرده بود ، از علي 7-8 نفر اقامت  نامه گرفتند ... از حسين 72 نفر ، از تمام اهل بيت تعداد معدودي با جان کندن اقامت نامه گرفتند ... حالا ما در عصر تعطيلي سفارت خانه ! چطور مي توانيم اقامت نامه بگيريم ؟ دوستان ! کار سخت است ! بايد سختي کار را بپذيريم ! مايي که با يک امتحان مي نشينيم سر جايمان ، چطور مي خواهيم اقامت نامه بگيريم ؟ سختي راه را بايد شناخت ...



در حديث است که در روزگار غيبت مرد صيح مي کند در حالي که بر ايمان است و شب مي کند در حالي که



ايمان را از دست داده است ، شب مي کند در حالي که بر ايمان است و صبح مي کند در حالي که ايمان را از دست  داده است ، يعني از دست دادن ايمان زماني نمي برد ، مانند پاک شدن سرمه از چشم ! همانطور که وقتي سرمه مي کشي نمي فهمي که کي پاک شد ، نمي فهمي که کي ايمان را از دست مي دهي ! مگر آنکه مدام آيينه در دست داشته باشي ! آيينه حضور ولي در قلب !



صلّ علي محمد

يوسف زهرا آمد


 

فايلهاي هاي صوتي براي دانلود 





















     
 زيارت آل ياسين  دعاي سمات
 زيارت روز جمعه  سلامتي او

 دعاي ندبه



 


نيمه شعبان امسال با همه سالها فرق مي کند ، چون ممکن است سال ديگر خودت بيايي ، يا ممکن است ديگر من نباشم ، يا ممکن است باشم و گم شده باشم ، يا ممکن است باشم و بالاخره با درک فقر ذاتي از سرچشمه غناي تو سر مست شده باشم ... پس ، نيمه شعبان امسال با همه سالها فرق مي کند ؛ من دلم مي خواهد اسمش را بگذارم آخرين نيمه شعبان غيبت ، نه غيبت تو از من ، که غيبت من از تو .... تو هم زير اين نامگذاري را امضا ميکني ؟ به حق مادرت .... فيها يفرق کل امر حکيم ....









  يکي آذين مي بندد خيابان را ، خيابان دلش را به نور معرفت تو ، يکي شيريني پخش مي کند بين مردم ، شيريني محبت ومعرفت تو را ، يکي گلاب مي زند فضاي دوستانت را ، گلاب عطر حضور تو ، يکي مراسم عقد دارد روز تولد تو ، عقد پيمان وفا و عاشقي به تو ، يکي زندگيش را به يمن ميلاد تو آغاز مي کند ، زندگي در پناه نگاه تو  و آغازي زير چتر ولايتت !  ديدم من امسال هم مثل هرسال دستم خالي است ، همه با سرمايه هاي آنچناني آمده اند و من بدون سرمايه و ورشکست ، چيزي نداشتم که شان تو باشد که خريدارت شوم ، دلم گرفت ، يکهو کلاف عاشقي پيدا شد کنج دلم ، همان را برداشتم و آمدم که در صف خريدارانت باشم ، مي دانم با اين کلاف يوسف مصري را نمي دهند چه رسد به يوسف فاطمي ، اما دل ما هم به در صف عشاق تو بودن خوش است ، اين خوشي را از ما مگير !  راستي اين کلاف را تا چند روز پيش در خانه نديده بودم ، نکند اين کلاف را هم تو انداخته اي ... راستي در اصل تو خريداري يا ما ؟ ..........



يا ايهاالعزيز ! مسنا و اهلنا الضر و جئ